غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
15
دستور الوزراء ( فارسى )
مخلوقات بر درگاه خلافتپناه دست داد . پوشيده نماند كه از احوال آصف زياده از آنچه در سلك تحرير سمت انتظام يافت از كتب تاريخ چيزى معلوم نشد ، بنابرآن راقم اين كلمات پريشان بر همين مقدار اختصار نموده عنان جواد خوشخرام خامه را بصوب ديگر تافت . ذكر بزرجمهر « 1 » حكيم بروايت اكثر مورخان بزرجمهر اعلم حكماى زمان خود بود و بوزارت پادشاه عادل انوشيروان قيام مينمود و كيفيت وصول آن جناب را بملازمت كسرى طايفهاى از ارباب اخبار برين نهج در سلك تقرير كشيدهاند كه : نوشروان شبى در عالم رؤيا مشاهده نمود كه در پيش تخت او درختى رسته است و صورت آن شجره مقبول افتاده جام مدام بر دست گرفتى و قبل از آنكه تجرع نمودى خوكى ظاهر شده شراب آشاميدى و نوشيروان از وقوع اين حالت محزون گشتى و ايضا چنان ديد كه خوك بر مسند او نشستى و كسرى كاسهء داشته خوك شراب خوردى و چون انوشيروان بيدار شد قوافل حزن و اندوه بر باطن او استيلا يافت و معبران را احضار نموده بعد از تقرير واقعهء مذكوره از كيفيت تعبير پرسيد ، آن جماعت از تعبير اين خواب عاجز آمده جواب مقرون بصواب نتوانستند گفت و شعف كسرى بدانستن تعبير خواب سمت ازدياد پذيرفته جمعى از سپاهيان « 2 » مملكت را امر فرمودند تا در اقطار آفاق متفرق گشته
--> ( 1 ) در اصل نسخه همهجا « ابو زرجمهر » و پيداست كه چون معرب بزرگ مهرست بايد « بزرجمهر » نوشته شود . ( 2 ) در حاشيه با خط ديگرى بجز خط متن اصلاح شده است : « سياحان »